به تو پرواز را اموختم و رهایت کردم تا ستاره ی دنباله دار باشی....
کاش با تو از عشق می کفتم تا بیاموزی کمی وفادار باشی!
همين دوتا پرنده به هم رسيدن و همو دارن ولي من . . .
خدايا كمكم كن - مي دونم زهرا دوسم نداره - خدايا كمكم كن
من عاشقتم زهرا
زهرا ، دوستت دارم
زهرا عشقه منه
zahra
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی
گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو
تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است
هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر
رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی
يک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست.
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان.
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم زهرا.





زهرا


















عمر آن بود كه در صحبت زهرا گذشت
حيف و صد حيف كه آن عزيز زيبا گذشت
آفتابي زد و ويرانه دل روشن كرد
ليك افسوس كه زود از سر ديوار گذشت
خيره شد چشم دل جلوه مستانه او
تازدم چشم مهلت ديدار گذشت
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،
او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .
بمون بگو چکار کنم،دنیا پر از دردوغمه / تموم زندگیم توئی،تو هم که اخمات تو همه!
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشای تو زیباست اگر بگذارند
به من عاشق مسکین به حقارت منگر ، دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند . . .